تبلیغات
شهمیرزاد -- Shahmirzad - شهمیرزاد ، بهشت ناشناخته ایران

شهمیرزاد -- Shahmirzad

بهشت کویر

 
شهمیرزاد ، بهشت ناشناخته ایران

ایران، اقلیم بهشت‌هاست. جا‌به‌جایی جاده‌های ایران را که زیر پاشنه پادر کنیم به مناطقی بر می‌خوریم که مردم محلی و بومی آن را بهشت می‌نامند. بیضا در 120 کیلومتری شیراز و در دامنه‌های زاگرس بهشت پنهان نام دارد. کلاردشت در استان مازندران، میان انبوهی جنگل‌های پهن برگ هیرکانی، بهشت گمشده نامیده می‌شود. شهمیرزاد نیز بهشت ناشناخته استان سمنان است.

استان سمنان از شمال به دامنه‌های البرز و جنگل‌های سرسبز مازندران منتهی می‌شود و از جنوب پنجه در سینه کویر مرکزی ایران انداخته است. برای رسیدن به بهشت ناشناخته و دم زدن در هوای ناب و طبیعت بکرش راه چندان درازی پیش رو نیست. کافی است جاده خراسان را از جنوب شرقی تهران کمتر از سه ساعت طی کنیم. به عبارتی پس از 2 ساعت و نیم رانندگی در جاده بیابانی به شهر سمنان مرکز این استان می‌رسیم. راه شهمیرزاد از شاهرود و دامغان نزدیک‌تر است و به مراتب زیباتر. شهر سمنان را به سوی شمال ترک می‌کنیم و جاده هویتی تازه به رخ مسافرانش می‌کشد. پس از 20 دقیقه طی مسر و برانداز مناظر سبز و زیبای کوهستانی، شهمیرزاد با طبیعت بکر و ناشناخته و البته زیبایش زیر پایمان است.
از سمنان به ساری _ مرکز استان مازندران _‌جاده ای تعبیه شده که جاذبه های ویژه ای دارد. کوه های بلند و سترگ البرز چون دیوارهایی عظیم دو سوی جاده را در آغوش گرفته و گاهی انگار جاده را در دل کوه نشانده اند. دشت های اطراف با چشم اندازی بی بدیل هر نگاهی را اغوا می کند و فراخی شان با بیکرانگی آسمان آبی و زلال بالای سر مترادف است. شهمیرزاد در امتداد این جاده واقع شده و مسافران و رهگذران را به دیدن و ماندن دعوت می کند.
آکنده از تنوع
اگر قصد مسافرت به اطراف پایتخت ایران را دارید. اگر می خواهید در مسافرت کوتاهی اقلیم های متفاوت بیابانی، نیمه بیابانی و کوهستانی را به نظاره بایستید، شهمیرزاد بهترین گزینه است. چشمه های بی نظیر این شهر که از دیواره های البرز می جوشد و جاری می شود، از بهترین آب های معدنی به حساب می آید.
پیش از رسیدن به تابلویی که نام شهمیرزاد بر پیشانی اش چسبیده، مهدی شهر _ سنگسر سابق _ را پشت سر می گذاریم. دو شهر فاصله چندانی ندارند. دشت های سبز و مراتع زیبا و پرگیاه منطقه سبب شده دامپروری شغل نخست اهالی منطقه محسوب شود. حد فاصل این دو شهر در دل کوه های سر به فلک ساییده غاری وجود دارد بس عجیب. نامش غار در بند است. با دهلیزهای تو در تو، تنگ و نمور و گاه بزرگ و تاریک محلی برای علاقه مندان به گردشگری طبیعت به شمار می رود. دباره این غار مردم محلی سخن هایی می رانند که شنونده را به یاد افسانه های باستان می اندازد.

جذابیت های شهمیرزاد
پیرمرد شهمیرزادی که عمرش را به چوپانی در دشت های فراخ و سبز گذرانده، به جرعه ای شیر تازه مهمانمان می کند و از غار دربند می گوید. «محمدحسن یزدانی» با دست های چروک خورده اش پیاله شیر گوسفند را به سویمان دراز می کند: «از پدرانمان شنیده ایم، ضحاک،‌ پادشاه تازی را فریدون در این غار به بند کشید. از این رو نامش را دربند نهاده اند و همچنان یادآور تاریخ آزادی و فتح ایرانیان است.»
علیرضا کساییان جوان 28 ساله که چند صباحی در تهران مشغول تحصیل بوده، می گوید:‌ «یک بار 8 نفر غارنورد حرفه ای آمدند و قصد کردند غار را تا انتها بپیمایند ولی دیگر به بازگشتشان را کسی ندید. برخی معتقدند؛ آنان در غار گم شده اند و یا بر اثر گازهای گوگردی قادر به ادامه راه برای رفت یا برگشت نبوده اند. برخی نیز این غار را پیوسته به غار بی انتهای منطقه جابان دماوند می دانند. آن غار نیز مانند «دربند» بی انتها و پردهلیز است. فکر می کنم یک گروه حرفه ای باید با پلاک گذاری آن نقشه اش را ترسیم کنند تا راز غایت آن معلوم شود. شاید یک گروه خارجی که اصول حرفه ای و ماجراجویی این سفرها را می دانند، بتوانند پرده از راز غار دربند بردارند.»
کوهی در سوی شمال شهر کوچک و زیبای شهمیرزاد قد کشیده و قامت راست کرده که قله اش را قله قلعه دزدان می نامند. بر فراز قله آن قلعه ای سنگی و طبیعی واقع شده که خاطرات بسیار از روزهای دور دارد. با این همه خاطراتی که مردم محلی درباره نامگذاری قلعه می گویند، شنیدنی و قابل تامل است. دوره قاجاریه جاده سمنان _ ساری همواره آبستن حوادث بود. دزدها و راهزنان در این قلعه کمین می کردند. از آن بالا تا دور دست دشت ها به چشم می آید. کاروان ها که قصد عبور داشتند، در دام راهزنان اسیر می شدند و دزدان تمام اموالشان را به یغما می بردند. محل استراتژی این قلعه طبیعی برای چشم گشودن بر جاده که مانند ماری در دل کوهستان خزیده و پیش رفته، مناسب ترین مکان است. آنان کالاهای ربوده شده را در این قلعه پنهان می کردند. جای جای مخفیگاهشان پر از گنجینه است. کوهی دیگر در مقابل آن وجود دارد به نام کوه مرغک. فلسفه نامگذاری آن نیز در قصه های بومی متبلور است. هر کس بالای این کوه برود، به اندازه پرنده ای کوچک به چشم می آید. البته رسیدن به فراز کوه مرغک چندان ساده نیست. دیواره های سنگی را باید با تجهیزات صخره نوردی طی کرد و خود را بالا کشید.
منطقه شهمیرزاد جاری از آب زلال چشمه های ناب کوهستانی است. از این رو در این شهر مشکل کم آبی وجود ندارد. آب شهمیرزاد ارزشی در اندازه آب معدنی دارد و به صراحت می توان گفت؛ برای تاسیس کارخانه آب معدنی در اطراف شهر، سرمایه گذاری از امنیت کافی برخوردار است.
جاذبه های ناشناخته
جاذبه های شهمیرزاد هنوز بارور نشده و به رغم مهمان نوازی مردمان مهربانش گذر مسافران زیادی به این حوالی نیفتاده است. تپه های اطراف شهر به ویژه در بخش شمالی محل مناسبی برای برقراری پیست اسکی به حساب می آید.
روزهای تعطیل مردم شهر و روستاهای اطراف، این ناحیه می آیند و با تیوپ به انجام ورزش های جذاب و مفرح زمستانی مشغول می شوند. علاقه مندان زیادی به تپه ها می آیند که گویا دیگر کسی در شهر نمانده است. در همین بخش شمالی شهر، شهر بازی احداث شده که چشم انداز زیبایی دارد و تمام شهر با خیابان های پرپیچ و خم و شیبدار زیر پا به چشم می آید. تنها یک تله کابین کوچک در این بخش تعبیه شده که پاسخگوی حجم زیاد علاقه مندان نیست.
باغ های منطقه کوهستانی شهمیرزاد، یکی از منابع مهم درآمد مردم است. گردو نخستین گزینه باغداری و کشاورزی در این شهر محسوب می شود. پس از آن درخت های سربلند سپیدار و چنار کوچه و برزن شهمیرزاد را به کوچه باغ های منحصر به فردی تبدیل کرده است.
این شهر به شکل شیبدار با کوچه و خیابان پر از درخت زیبایی نادری دارد که در کمتر ناحیه ای از ایران دیده می شود. شهمیرزاد به گفته خودشان با زبان شهمیرزادی صحبت می کنند که زیر شاخه زبان گیلک به حساب می آید.
نان محلی بهشت ناشناخته با صنعت کشاورزی آن رابطه ای مستقیم و جالب دارد. نام نانی که محلی ها می پزند، تنبلک است. آن را در تنورهای خانگی تهیه می کنند و به روغن گردو آغشته و پودر دارچین و هل برآن می افزایند. این نان های خوشمزه و مغذی قیمتی ارزان دارد. فقط 130 تومان. هزینه حمل ونقل نیز در این شهر کوچک و زیبا ارزان و مقرون به صرفه است. از شهر سمنان سواری های راهی به شکل دربستی مسافران را با قیمت 1700 تومان به شهمیرزاد می رسانند. در بهشت ناشناخته چندان تاکسی یا وسیله نقلیه عمومی به چشم نمی آید ولی هزینه آژانس درون شهری 350 تومان است.
یکی از نکات جالب و جذاب در شهمیرزاد، رضایت خاطر و علاقه شهروندان به این خطه از بهشت ناشناخته است. آنان شهرشان را بسیار دارند و در نخستین گفت و گوها این قضیه مشهود است. مردمی بسیار مهمان نواز که گاه می توانند خلاء نداشتن مهمانسرا را پر کنند.
هنوز به این شهر نگاه گردشی نینداخته اند. این را می شود از نبود تابلو و راهنما فهمید. از سوی دیگر مشکل اقامت ماندن در شهمیرزاد را دشوار می کند. تنها مجتمع فرهنگی آموزش و پرورش موجود است که اتاق هایش را شبی چهار هزار تومان کرایه می دهد. البته این نرخ مربوط به پرسنل این وزارتخانه است. مردم عادی باید شبی 10 هزار تومان پرداخت کنند و این در حالی است که افراد مجرد حق ورود و بیتوته شامگاهی ندارند.
پیرمردی از اهالی محل با شرایط ویژه ای اتاق به مسافران کرایه می دهد. مردم شهر کوچک و زیبایی شهمیرزاد آدرس و نشان وی را دارند. برای ماندن در اتاق های اجاره ای باید ساعت 9 شب پس از صرف شام به منزل رفته و صبح پیش از خوردن صبحانه ساعت 7:30 از خانه بیرون زد و برای چنین مکانی هر شب باید 6 هزار تومان پرداخت کرد.

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی گردشگری